سفارش تبلیغ
صبا ویژن
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

یکی از سخیف ترین اعتقادات بهائیت و بابیت اعتقاد به اله بودن باب و حسینعلی نوری است علی محمد باب ادعا کرده است که رفیع ترین مراتب حقیقت یعنی الوهیت در او حلول کرده آن هم حلولی مادی و جسمانی،این اعتقاد بهائیت با مبانی تمام ادیان آسمانی در تضاد می باشد زیرا الوهیت مختص حضرت حق، پروردگار است و در این مقام هیچ کس و هیچ چیز با او شریک نیست.
ادامه مطلب...

  
بهائیان،تنها ازدواج با زن پدر را حرام میدانند و ازدواج با دیگر محارم را حرام نمی دانند، شاید این حرام نبودن برای آزادی تولید نسل از هر شیوه ای حتی ازدواج با محارم باشد...
ازدواج با محارم به قدری زشت و ناپسند است که حتی در آن زمان که آدم و حوا صاحب فرزند شدند خدا برای آن که فرزندانشان با هم ازدواج نکنند برایش از حوریه فرستاد تا مرتکب زنا نشوند. برای خواندن داستان ازدواج فرزندان آدم و حوا می توانید به آرشیو مراجعه و یا همینجا کلیک کنید.

  

ابوالفضل گلپایگانی میگوید:
اهل بهاء بر این باورند که همه صحف الاهیه و کتب سماویه که در عالم وجود دارد بر این بشارت متفق است که در آخر الزمان به سبب طلوع دو نیر اعظم در سماء امر الله، عالم رتبه بلوغ یابد و دوره اوهام و خرافات طی شود و ظلمت اختلافات دینی از عالم زایل گردد و جهان بر کلمه واحده
ادامه مطلب...

  
سلام دوستان
حقوق بشر دوستان غربی، ممنوعیت تبلیغ فرقه بهائیت را در ایران پیراهن عثمان کرده و می گویند در ایران حقوق بشر نیست.

یک سئوال کوتاه از بهائیان و دوستان حقوق بشر دوستشان دارم، چرا در اسرائیل که حقوق بشر غوغا می کند، تبلیغ بهائیان ممنوع است؟

اسرائیلیها با آن درک و فهمشان می توانند بفهمند که فرق دیانت با فرقه چیست ولی بعضی از این اندازه از فهم که محرومند....


  

1427 هکتار زمین از بهائیان سمنان باز پس گرفته شد.

این زمینها در قالب طرح طوبی به بهائیان مهدی شهر واگذار شده بود.

منبع: bahaism.orq.ir


  
دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه با اشاره به تغییر لحن و محتوای قطعنامه‌های اخیر علیه ایران گفت: اتهامات جدید وارد شده به ایران نشان می‌دهد که آنها اصل مبانی اسلام را هدف قرار داده‌اند و این پدیده مبارکی است؛ زیرا معلوم شد که اصل دعوا بر سر چیست.
به گزارش ایسنا محمدجواد لاریجانی ادامه داد: امروز کسانی علیه ما قطعنامه صادر می‌کنند که صاحب ننگین‌ترین سوابق ضد انسانی و حقوق بشری هستند. امروز براساس گزارش‌های رسمی سازمان ملل مخوف‌ترین زندان‌های جهان در آمریکا و انگلیس است.



مشاور امور بین‌الملل رئیس قوه قضائیه در ادامه با تبیین سست بودن منطق قطعنامه‌ها اظهار کرد: بعد از فتنه 88 امروز بخش عمده‌ای از قطعنامه در دفاع از فتنه گران است؛ این در حالی است که غربی‌ها مرتبا از اصول دموکراسی و قانونمندی و پایبندی به آن سخن می‌گویند، حال آنکه به صراحت با این رفتارشان از قانون‌شکنان و کسانی که با طرح دروغ بزرگ تقلب در انتخابات بزرگترین لطمه را به یک کشور و ملت زده‌اند دفاع می‌کنند.
لاریجانی در ادامه، دروغگویی به جهانیان را از دیگر رفتارهای ناپسند غرب دانست و افزود: از دروغگویی‌های بزرگ غربی‌ها و سکولارها این است که می‌گویند اسلام توانایی حکومت ندارد. این دروغ بزرگی است که به اسلام می‌بندند؛ حال آنکه اسلام بسیار قدرتمند است و همه می‌بینند که تحرکات منطقه همه ریشه در اسلام دارد.
دبیر ستاد حقوق بشر در ادامه خاطرنشان کرد: یکی از اهداف غربی‌ها از صدور این قطعنامه‌ها این است که ایران را در صحنه جهانی منزوی کنند و کاری کنند که ما خجالت بکشیم و برویم خانه‌مان اما ما می‌گوییم سازمان ملل خانه ماست.
لاریجانی در ادامه تصریح کرد: ما طرفدار یک آهنگ معقول منصفانه و بدون تمهید مقدمات برای سیطره سلطه غرب و صهیونیسم هستیم. اگر فکر می‌کنند با این قطعنامه‌ها می توانند ما را متوقف کنند، اشتباه کرده‌اند چرا که این قعطنامه‌ها عملکرد ما را قوی تر خواهد کرد. ما نمی‌پذیریم که رسالت امر حقوق بشر تمهید جهانگشایی دموکراسی سکولار غرب باشد. آنها کرامت انسانی را محصول یک قرارداد می‌دانند در حالی که ما آن را ارزشی الهی می‌دانیم که ذاتا باید پاس داشته شود؛ طوری که حتی معتقدیم شخص، خودش نیز حق تضییع کرامت خود را ندارد.
دبیر ستاد حقوق بشر در ادامه با بیان اینکه میدان حقوق بشر، میدان انفعالی ما نیست بلکه میدان بسیار پرتحرکی برای ماست، خاطرنشان کرد: امروز غرب خود بزرگترین متهم نقض حقوق بشر در جهان است. کافی است ببینید آنها در کشورشان چه می‌کنند. امروز اسلام‌ستیزی یکی از مظاهر کریه در غرب است. در همین کشور سوئیس که می‌گویند اسوه حقوق بشر است، گفتند مسلمانان حق ندارند برای مساجدشان مناره داشته باشند.
وی در پاسخ به سوالی درباره اقلیت‌های مذهبی در ایران گفت: در ایران اقلیت‌های مذهبی در قانون اساسی تعریف شده‌اند و حتی در مجلس شورای اسلامی ما نماینده کلیمی، آشوری و مسیحی داریم که حق رای آنها با رئیس مجلس برابر است.
مشاور رئیس قوه قضائیه در امور بین‌الملل همچنین با اشاره به موضوع بهایی‌ها که بسیار مورد توجه محافل غربی و رئیس‌جمهور آمریکاست، گفت: بهایی‌ها اقلیت دینی نیستند بلکه یک فرقه یا کالت هستند که ما بر اساس حقوق شهروندی با این هموطنان برخورد می‌کنیم یعنی تا زمانی که حقوق و قوانین را محترم می‌شمارند کسی متعرض آنها نیست و بسیاری از بهایی‌ها بر همین اساس دارای فعالیت‌های اجتماعی، علمی و اقتصادی هستند.
به گفته لاریجانی بهایی‌ها اجازه فعالیت تبلیغی برای فرقه خود ندارند؛ همانطور که در کشورهای غربی هم چنین اجازه‌ای به فرقه‌ها داده نمی‌شود.
دبیرستاد حقوق بشر با ارائه راهکاری درباره گزارشگر ویژه حقوق بشر اظهار کرد: راه حل این است که گزارشگری را از سوءاستفاده قدرت‌های غربی نجات دهیم. چرا تنها برای ایران گزارشگر تعیین شود؟ باید قانونی بگذاریم که همه کشورها گزارشگر داشته باشند. ما این را یک بازی سیاسی می‌دانیم که البته نگران آن هم نیستیم.

لاریجانی درباره اعتراض غربی‌ها به قصاص و راهکار برخورد با اتهامات وارده از سوی آنها در این باب گفت: قصاص، حق شهروندان است، نه حق حکومت. اساس قصاص بر این است که اولیای دم هستند که می‌توانند عفو کنند و یا فرد را قصاص کنند. جایگاه دولت در قصاص اینجاست که تلاش کند شهروندان را به رضایت راضی کند. اصلا دولت در صدد نیست کسی را قصاص کند. حکم قصاص که صادر می‌شود، زحمت دولت شروع می شود که با روش‌هایی آن را تبدیل به رضایت اولیای دم کند.
وی با بیان اینکه یکی از دستاوردهای ستاد حقوق بشر تشکیل سازمان‌های مردم‌نهاد مختلف بوده است، یادآور شد: بسیاری از این سازمان‌های مردم‌نهاد اکنون همین کار را می‌کنند و اساسا هدف آنها گرفتن رضایت از اولیای دم و کم کردن موارد قصاص است. اینها تلاش می‌کنند تا عفو به جای قصاص حاکم شود. ما اگر احکام اسلامی را خوب بفهمیم و خوب اجرا کنیم و خوب آن را برای جهانیان تبیین کنیم، هیچ سرزنشی را لازم نیست تحمل کنیم.
مشاور رئیس قوه قضائیه در امور بین‌الملل درباره بازگشت افاغنه به کشورشان نیز تصریح کرد: ایران بیش از دو دهه است که پناهگاه مظلومان افغان است ولی زمان آن رسیده که آنها را تشویق به بازگشت به کشورشان کنیم.
لاریجانی با بیان اینکه باید با یک تعامل معقول بتوانیم شهروندان افغان را کمک کنیم به کشورشان برگردند، گفت: سازمان ملل و دولی که ادعا دارند در افغانستان باید دموکراسی قوی باشد کمک کنند که مهاجران بازگردند. سیاست ما بازگشت انسان‌دوستانه آنها بر اساس منطق اسلامی است.
به گزارش ایسنا، لاریجانی که در برنامه تلویزیونی تهران 20 حضور یافته بود، در پایان بر ضرورت پیگیری حقوق شهروندان ایرانی در کشورهای بیگانه تاکید کرد و گفت: ما باید با تمام امکانات از حقوق شهروندان خودمان در کشورهای دیگر و خصوصا کشورهای غربی دفاع کرده و مشکلات آنها را پیگیری کنیم.
منبع: تابناک


  

اشکال یک حقیقت جوی بهائی
دوست عزیز سلام
برادر عزیزم، بهائیان نه تنها قران را بلکه تمام کتب آسمانی دیگر را نیز قبول دارند، اما این قبول داشتن دلیل بر اجرای احکام آنان نمی شود. برای مثال در همین قران حضرت محمد ادیان گذشته را تائید می کنند. اما آیا مسلمانان به روش مسیحیان یا کلیمیان نماز میخوانند؟ بگذریم که روش نماز خواندن شیعه با سنی هم متفاوت است. آیا تائید نبوت حضرت مسیح در قران به این معنی است که مسلمانان


باید مطابق با احکام مسیحی روزه بگیرند؟ پس در این میان نقش حضرت محمد بعنوان پیامبر چه می شود؟ دوست عزیز بارها و بارها گفته شده که انسان نمی تواند از وحی الهی اشکال بگیرد، کتاب اقدس هم وحی الهی است، مانند قران. امروزه هستند کسانی که مدعی اند قران هم اشکالات صرفی و نحوی بسیاری دارد، آنها هم اشتباه می کنند زیرا این نکته را درک نکرده اند که یک پیامبر حتی می توانند قواعد صرف ونحو را نیز دگرگون نماید، همانطور که آمده است تا حال انسانها را دگرگون نماید موفق وشاد باشید پاسخ ما: سلام مستشکل عزیز از این که به این اندازه فکر کرده اید تا این اشکالات را بکنید، ممنونم چون ارزش هر چیز وقتی دانسته می شود که نقد شود زیرا وقتی نقد شد و پاسخی درخور نقد داده شد همه می فهمند که این نقد وارد نیست. گفتید اسلام چرا به احکام ادیان گذشته عمل نمی کند این به این خاطر است که آن احکام نسخ شده است و حال شما می گویید خوب اسلام نسخ شده و ما به احکامش پایبند نیستیم درست است؟ همین را می گویید دیگر؟ ما که با شما سر وحیانی بودن اسلام توافق داریم نه وحیانی بودن بهائیت، شما ادعای وحیانی بودن دارید و ما منکریم و همیشه طبق قانون البینه للمدعی، مدعی که شما بهائیان هستید باید دلیل بر وحیانی بودن بیاورید آن وقت ما می پذیریم که فرقه بهائیت، دین الاهی است و ناسخ اسلام. پس بیصبرانه منتظر دلیل و بینه شما هستیم. گفتید نماز شیعه و سنی فرق دارد، اولا فرقی در آن دیده نمی شود، هر دو یک خدا را می پرستند، هر دو یک ذکر را می گویند و هر دو به یک قبله رو می کنند و در برابر یک خدا به سجده می روند. اگر منظورتان دست بسته بودن اهل سنت است،اولا این را نمی توان فرق گفت ثانیا خود اهل سنت بر جعلی بودن این کار توسط خلیفه دوم اذعان دارند. پس این اشکالی به تشیع نیست. ثالثا این بحث اصلا داخل در محل بحث ما نیست. گفتید از وحی الاهی نمی توان اشکال گرفت، ما این سخن شما را تایید می کنیم و از این سخن شما بسیار خشنودیم زیرا هیچ مسلمانی که هیچ، هیچ اهل ایمانی جرأت اشکال کردن به وحی را ندارد، چون وحی اشکالی ندارد که بتوان به آن اشکال کرد. وحی اگر اشکال دارد شد نمی توان به آن اعتماد کرد و دیگر وحی خوانده نمی شود. شما کتاب اقدس که نگاشته میرزا حسینعلی است را وحی می نامید، این کار جرأت زیادی می خواهد چون نسبت دادن سخنان بشر به وحی و خدای سبحان، دروغ بستن به او و عذابی بس زیاد دارد. چگونه چنین کتابی را وحی می نامید با آن همه مهملات و اشتباهات. پیامبری که قواعد صرف و نحو را رعایت نکند، چگونه قواعد الاهی را رعایت خواهد کرد. هیچ پیامبری از قواعد عمومی مردم که هیچ اشکالی بر آن وارد نیست سرپیچی نکرده است که حال بخواهیم بگوییم میرزا حسینعلی پیامبر است و این کار را کرده است. پیامبران برای هدایت بشر و راهنمایی آنان به کمال آمده اند، تغییر ادبیات صرفی و نحو چه ربطی به کمال دارد، جز این است که مشقت انسان را زیاد می کند که هیچ پیامبری برای مشقت زایی مبعوث نشده است. نکته آخر هم سخن شما در مورد قرآن است. شاید شما ندانید که معجزه بودن قرآن از جهت فصاحت و بلاغت آن است چون می گویید قرآن نیز مشکلات ادبیاتی دارد. کجای فرهنگ لغت و یا هر فرهنگی به گفتار غیر ادیبانه که ناشی از اشکالات صرفی و نحوی است کلام فصیح و بلیغ می گویند که حال ادیبان به قرآن بگویند. شما یک مورد از آن اشکالاتی را که می گویید نام ببرید. قرآن چهارده قرن است یک آیه مانند خود خواسته هیچ بنی بشری نتوانسته بیاورد حال می گویید اشکالات ادبیاتی دارد. همه ادیبان در برابر فصاحت و بلاغت قرآن درمانده اند. این سخنان نقد گونه راه خوبی برای توجیح و فرار از اشکالها و غلطهای املایی اقدس نیست و نمی توان آن را وحیانی کند همانگونه که نمی توان میرزا حسینعلی را پیامبر و فرستاده الاهی کند. پس برای این چند ادعای شما منتظر دلیل و بینه هستم: 1. به اتفاق قبول داریم که اسلام وحیانی است و شما مدعی وحیانی بودند بهائیت هستید، دلیل وحیانی بودن آن جز ادعا چیست؟ 2. گفتید که اقدس وحی الاهی است، این ادعایی بسیار بزرگ است چه دلیل و برهانی بر وحیانی بودند آن دارید؟ 3. مدعیانی که ادعا کردید می گویند قرآن اشکالات صرف و نحوی دارد چه کسانی اند و آن اشکالات کدام است؟ 4. کدامیک از انبیا الاهی قواعد گفتار و نوشتاری (صرف و نحو) مردم را دگرگون شاخته اند که پیامبر ادعایی شما چنین کرده است و شما مدعی جواز چنین کاری هستید؟

  
پیامبران الاهی، در همه زمینه ها الگویند، در گفتار، کردار و حتی سکوت که معنی خود را دارد.
انسان برای الگو برداری به پیامبران مراجعه می کند تا با مشاهده و یا شنیدن هر چیز از آنان مانند آنان رفتار کند تا به کمال برسد.
حال به سراغ پیامبرنمای بهائیان می رویم:
او در زندان می گوید: لا اله الا انا المسجون الفرید
روز تولدش می گوید: ولد من لم یلد و لم یولد (متولد شد کسی که نه می زاید و نه زاییده می شود.) که این تناقضی آشکار است.
بهائیان می گویند، این سخنان بهاء شصحیات است یعنی از خود بی خود شده و گفته است و حال اینکه هیچ سهو، نسیان و از خود بی خود شدنی از پیامبران الاهی پذیرفته نیست زیرا آنان راهنمای مردمند و اگر یک خطا کردند دیگر به بقیه گفتار و کردار آنان نمی شود اعتماد کرد چرا که شاید هر کار آنان اشتباه باشد و ما را به هدف نرساند.
حال که گفتار پیامبر نمای بهائیان را شنیدیم و کردارش را دیده ایم به سراغ انبیاء الاهی مانند حضرت محمد صل الله علیه و اله و سلم می رویم:
حضرت رسول صل الله علیه و اله و سلم بجای آن که خود را خدا بخواند، پیوسته خود را عبد می خواند و همانگونه که خدا خواسته پیامها را می رساند به عنوان مثال مسلمانان در نماز می خوانند:
اشهد ان محمدا عبده و رسوله، اول می گویند او بنده خداست و سپس او را رسول و پیامبر خدا می خوانند یعنی اول او را پایین آورده و فرمانبر می کنند و سپس او را رسول و پیامبر خدا می نامند.
تفاوت این پیامبر و آن پیامبر نما از زمین تا آسمان است...



  

 

مسیح رحمانی از مبلغان برزگ بهائیت در منطقه بشرویه مشهد (که از بهائیت باز گشته است)می گوید:
... مردم غیر یهودی از همان آغاز جوانی به وسیله عوامل ما بی بند و بار و بدون اخلاق بار می آیند. عوامل ما عبارتند از معلمان سرخانه، خدمتکاران، منشیها و زنانی که در خانه های ثروتمندان بچه داری می کنند.
به کمک زنان یهودی، مردان غیر یهودی را در عشرتکده ها و محل های عیاشی به فساد اخلاقی می کشانیم و آنها را از جاده عفت و پاکدامنی منحرف میسازیم. من این جامعه را که به دست زنها به فساد کشانده می شود، جامعه زنان نام میدهم زیرا در فساد و تجمل پرستی دنباله روی دیگرانند. (پروتکلهای یهود برای تسخیر جهان، ترجمه دکتر محسن پور، ص 21 و 22)

  
پیامبران احکام شرعی را از مستقیما از خدا گرفته و به پیروانشان برای انجام تحویل می دهند.
حال یک مساله وجود دارد و آن این که آیا می شود پیامبری در گفت یک حکم حیا کند و یا خجالت بکشد، اگر چنین شود به وظیفه اش عمل نکرده و این شخص به درد رسالت نمی خورد.
حال برویم سراغ حسینعلی میرزای خودمان:
او در بیان حکم لواط خطاب به پیروانش می گوید:
انا نستحی ان نذکر حکم الغلمان؛ من حیا می کنم از اینکه حکم لواط و تجاوز به پسران را بگویم. (اقدس، ص 30)
حالا این سئوال برای ما پیش می آید که خدای حسینعلی میرزا حیا کرده و نگفته یا خودش؟
وقتی موقع پول گرفتن بود از گفتن حکم زنا حیا نکرد پس حتما نیازهای مالیش تامین شده بوده به همین خاطر خجالت کشیده.
استمنا کردن و پاک بودن منی هم که خجالت نداشته حتما و همینطور بقیه حکمها مثل همبستر شدن زن با غیر همسر
راستی فکر کنم موقع ازدواج با محارم هم طفلی حیا کرده و نتونسته حرامش کنه به همین خاطر ازدواج با محارم در بهائیت حرام نیست.
حیا چیز خوبی پدرجان ولی هر چیز جای خودش، اینجا جای با حیا شدن نیست..

  
   مدیر وبلاگ
شناخت شیخیه و بابیت و بهائیت
با ما از شیخیه، بابیت و بهائیت بدانید
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :33
بازدید دیروز :256
کل بازدید : 319976
کل یاداشته ها : 500


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ